مقدمه و هدف: محیط اجتماعی بر کیفیت زندگی تأثیرمیگذارد و موجب بروز بیماریهای روانی و جسمانی در کودکان میشود. هدف پژوهش حاضر، مقایسه کیفیت زندگی کودکان آزاردیده با کودکان عادی با کنترل نقش اضطراب اجتماعی، خلق و احساس بود. مواد و روشها : طرح پژوهش از نوع غیرآزمایشی بود. شرکتکنندگان 60 کودک بودند. با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس، 30 کودک آزاردیده از مراکز مداخله در بحرانهای فردی و اجتماعی و کودکان خیابانی شهر سمنان در سال 1391 انتخابشدند؛ آنها با 30 کودک عادی از لحاظ سن و جنس همتا شدند و همه آنها سیاهه کیفیت زندگی کودک، سیاهه فوبی و اضطراب اجتماعی کودکان و پرسشنامه کوتاه خلق/ احساس را تکمیلکردند. نتایج: یافتهها نشاندادند که با کنترل اضطراب اجتماعی، کیفیت زندگی گروه آزاردیده با عادی در بعد جسمانی، متفاوت بود. با کنترل همزمان تغییرهای خلق / احساس کودک بر ابعاد عاطفی و اجتماعی و کنترل اضطراب اجتماعی بر ابعاد عاطفی و آموزشگاهی، تفاوت کیفیت زندگی در این ابعاد میان دو گروه آزاردیده و عادی از نظر آماری، غیرمعنادار شد. نتیجهگیری: مداخلات درمانی برای بهبود کیفیت زندگی در بعد عاطفی باید متمرکز بر اضطراب اجتماعی و خلق/ احساس باشند، درحالیکه برای بهبود کیفیت زندگی در بعد اجتماعی، این مداخلات باید بر خلق/ احساس و در بعد آموزشگاهی باید بر اضطراب اجتماعی متمرکز باشند.