برهمکنش رسپتورهای موسکارینی و NMDA در هیپوکامپ پشتی موش صحرایی در تست اضطراب ماز بعلاوه‌ای شکل مرتفع

نویسندگان

1 گروه زیست‌شناسی، دانشکده علوم، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل

2 گروه زیست‌شناسی، دانشکده علوم، دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار، سمنان

3 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم دارویی

4 دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر ری و عضو باشگاه پژوهشگران جوان

5 گروه فارماکولوژی، دانشکده پزشکی و مرکز ملی مطالعات اعتیاد، دانشگاه علوم پزشکی تهران

چکیده

مقدمه و هدف: انتقال پیام­های تحریکی از طریق گیرنده­های گلوتاماتی برای اعمال شناختی نظیر یادگیری و اضطراب حیاتی است. در مطالعه حاضر، نقش گیرنده­های کولینرژیک موسکارینی هیپوکامپ پشتی در رفتار شبه اضطرابی القاءشده با مهارگیرنده­های NMDA  بررسی شده­است. مواد و روش کار: در این مطالعه تجربی از 105  سر موش صحرایی نر با وزن تقریبی   200 تا 250 گرم استفاده شد. حیوان­ها پس از بیهوشی در دستگاه استریوتاکسی قرارگرفتند و کانول­گذاری دوطرفه در ناحیه CA1 هیپوکامپ پشتی انجام شد. بعد از طی دوره بهبودی هفت روزه، آزمون رفتاری با استفاده از ماز بعلاوه­ای شکل مرتفع انجام­گرفت آنالیز واریانس یک­طرفه (ANOVA)  و به دنبال آن تست توکی، داده­ها را تجزیه­وتحلیل­ کردند.  نتایج: یافته­های ما نشان­می­دهند که تزریق MK801 (دو میکروگرم بر موش) و اسکوپولامین (چهار میکروگرم بر موش)  به داخل ناحیه CA1 هریک به تنهایی،  درصد حضور در بازوی باز و درصد ورود به بازوی باز را افزایش ­می­دهد، اما فعالیت حرکتی را تغییر­نمی­دهد؛ از طرف دیگر ، به­کاربردن دوزهای  غیر مؤثر اسکوپولامین با دوز غیر مؤثر MK801 فعالیت حرکتی را تغییرنمی­دهد، اما درصد حضور در بازوی باز و درصد ورود به بازوی باز را افزایش­می­دهد. نتیجه‌گیری: این یافته­ها نشان­می­دهند که نه تنها هر دو گیرنده NMDA و گیرنده های موسکارینی استیل کولین در تعدیل اضطراب در هیپوکامپ پشتی موش صحرایی نقش دارند، بلکه بین آنها یک برهمکنش پیچیده نیز وجوددارد.

کلیدواژه‌ها