دوره 20، شماره 102 - ( 10-1391 )                   جلد 20 شماره 102 صفحات 51-62 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


گروه روانشناسی، دانشگاه گیلان
چکیده:   (5866 مشاهده)
 

مقدمه وهدف: در مولتیپل اسکلروزیس(MS)خستگی علامت شایعی است و بیشتر بیماران آن در دو تیپ عود-بهبود(RRMS)و پیشرونده ثانویه(SPMS)جای دارند. خستگی با توجه به‌ایجاد احساس ضعف و فقدان انرژی و دوره بالینی نیز به‌دلیل استقرار یک پیش آگهی متغیر، قادرند برعلائم روانی، توانایی کارکردی و وضعیت اشتغال مبتلایان تاثیر بگذارند. بنابراین هدف از مطالعه حاضر ارزیابی اثر خستگی و دوره بالینی در علائم روانی، کیفیت زندگی و وضعیت اشتغال می‌باشد.

 

 

مواد و روش کار: در این پژوهش گذشته نگرمقطعی، 152 بیمار به‌ شیوه پیاپی نمونه‌گیری شدند. کلیه بیماران با استفاده از مقیاس شدت خستگی (FSS)، مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس(DASS-21)و پرسشنامه فرم‌کوتاه زمینه‌یابی سلامت(36-SF)مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA)و آزمون دقیق فیشر تجزیه وتحلیل شدند.

 

 

 

یافته‌ها: میانگین نمرات علائم روانی و ابعاد فیزیکی و روان‌شناختی در بیماران خسته و SPMS وخیم‌تر از گروه‌های غیرخسته وRRMS بود. همچنین بیکاری با فراوانی بیشتری در بیماران خسته گزارش ‌گردید. در این‌باره بین RRMS و SPMS یافته معناداری مشاهده نشد. علاوه برآن تفاوت دو گروه از بیماران خسته و غیرخسته و RRMS و SPMS درمتغیرهای افسردگی، اضطراب، استرس، ابعاد فیزیکی و روان شناختی معنادار به‌دست آمد(05/0P<).

 

 

 

نتیجه‌گیری: این پژوهش تاثیر خستگی و دوره بالینی را برعلائم روانی، جنبه های فیزیکی و روان‌شناختی زندگی و وضعیت اشتغال بیماران MS توضیح داد. هرچند به‌نظر می‌رسد اثرگذاری برخی متغیرها بر یکدیگر در یک ارتباط دو سویه نیز قابل تبیین باشد. تلویحات بالینی مورد بحث قرار گرفته است.

 
متن کامل [PDF 287 kb]   (1184 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي |